سی نما - [گزارش] گپ و گفت با اما استون، از ترک تحصیل تا نامزدی اسکار

ستاره ی فیلم لالالند که در پایه نهم ترک تحصیل کرده، دراین مصاحبه به شما می گوید که چطور بازیگری زندگی اش را نجات داده واینکه در صدر توجهات بودن چه میزان وحشتناک است. متنی که می خوانید گفت و گوی خبرنگار هالیوود ریپورتر با اما استون می باشد و شامل صحبت های اما استون و حرف های خبرنگار می باشد که باهم ادغام شده اند.

روز قبل از اعلام نامزد های اسکار اما استون را درهتل سانست تاور لس آنجلس ملاقات کردم. گوشه ای تنها نشسته بود. وقتی پیش او نشستم گفت که تمام مدت فکر می کرده شخصی که در آن سوی هتل نشسته آیا پاول تامس اندرسون است یا خیر. از او درمورد اسکار پرسیدم. او گفت که به اسکار فکر نمی کند اما می دانستم حقیقت ندارد. روز قبل از اعلام نامزدهای اسکار مگر می توان به اسکار فکر نکرد؟ او گفت که صبح روز بعد حتماً یک نفر که به احتمال زیاد مادرم است به من زنگ زده و اعلام می کند که چه کسانی نامزد اسکار شده اند.اکثر اوقات مادرم اولین کسی است که خبرهای مهم را به من اطلاع می دهد.این طور نیست که اصلاً انتظار نامزدی نداشته باشم، بلکه براین عقیده ام که هراتفاقی ممکن است رخ دهد.

صبح روز بعد از راه رسید و اما استون نامزد کسب اسکار بهترین بازیگر زن برای فیلم لالالند شد.فیلمی که درهمان روز توانست در 14 زمینه نامزد کسب اسکار گردد. ایفای نقش شخصیت Mia و داستان عاشقی اش با نوازنده ی پیانو با ایفای نقش رایان گاسلینگ در یک فیلم موزیکال و نوستالوژیک. همه چیز رنگ و بوی برنده شدن را می دهد.

من هرگز بخشی از رویداد های این چنین بزرگ نبوده ام.هرگز فکر نمی کردم که بخشی از چنین اثر بزرگی باشم. در 2015 با فیلم Birdman در جشنواره های مختلف شرکت کردیم و آن فیلم بهترین اثر آن سال بود. اما لالالند را بودجه ی 30 میلیون دلاری ساختیم و فکر نمی کردیم امروز از مرز 175 میلیون دلار فروش بگذرد و این چنین نقل محافل شود. من نزدیک به شش ماه است که مدام در حال مصاحبه شدن درمورد فیلم هستم .من عاشق لالالند و چیزی که ساختیم هستم و صحبت کردن درمورد آن را دوست دارم.

یک روز در کلاس درس نشسته بودم و با خود فکر می کردم که اینجا چه کار می کنم؟ وسایلم را جمع کردم و با خودم گفتم که باید به لس آنجلس بروم و شانس خودم برای بازیگر شدن را محک بزنم. میدانم تصمیم نامعقولی به نظر می رسید اما مطمئن بودم لس آنجلس جائیست که باید به آنجا میرفتم. این دختر جوان که تجربه ی حضور در هیچ فیلم و سریال و بازی مقابل دوربینی را نداشت توانست والدینش را  مجاب نماید که وی را حمایت کرده و اجازه ی حضورش در لس آنجلس را به وی بدهند. چندی نگذشت که والدین او از این خبر خوشحال شده و برایش در لس آنجلس آرزوی موفقیت کردند.

 

من مخالف درس خواندن نیستم. به عقیده ی من همگان باید از تحصیل بهره مند شوند. در دبیرستان و دانشگاه درس بخوانند و از آن فارغ التحصیل شوند. بعد از حضور در شهر غریب لس آنجلس بود که اما استون احساس ضعف و ناکارآمدی داشته و استرس ها و اندوه فراوان، کار وی را در رسیدن به آنچه تمایل داشت، سخت کرده بودند. اما استون در هفت سالگی خود نیز دچار استرس ها و تنش های روحی بسیاری بوده است. والدین او وی را در هفت سالگی پیش روان پزشک می برده اند. این شخص توانست مقداری بر این تنش های روحی غلبه کند . بعد از حضور در لس آنجلس و انجام اولین تئاتر های شهری، پی بردم که حضور در تئاتر و آثار کمدی خیلی به من برای غلبه به مشکلات روحی ام کمک کرده است. به نظرم والدینم نیز با من هم عقیده اند که بازیگری باعث شده از آن حالت افسرده و پریشان کودکی و نوجوانی ام فاصله بگیرم و یک زندگی شاد را تجربه کنم.

قبل از حضور در لس آنجلس، اما استون در خانه ی پدری خود برنامه و نقشه اش برای موفقیت خود را به والدین خود نشان داده بود. او اسم این برنامه خود را پروژه ی هالیوود نهاده بود. پروژه ای که اولین مرحله ی آن حضور در لس آنجلس به همراه مادر خود و انجام یکی از تئاتر های محلی در این شهر بود. شانس یار وی بود و در تولد 15 سالگی اما استون، مدیربرنامه های کنونی او آقای داگ والد کار او را در یکی از تئاتر های شهر پسندید و با او به گفت و گو نشست. اوایل کار هیچ دستمزدی در قبال تئاتر هایی که بازی می کرد به او داده نمی شد و این مسئله باعث شد برای امرار معاش در یک مغازه ی فروش غذای حیوانات، غذای سگ بفروشد.

تااینکه در سال 2007 و در سن 19 سالگی خود اولین پروزه ی مهم خود را پذیرفت و در فیلم Superbad به کارگردانی جونا هیل ایفای نقش نمود. هرچند نقش آن چنان چشم گیری در آن فیلم به اما استون نرسید و نتوانست صددرصد عرضه اندام نماید اما همان حضور اندک وی برای رصد شدن توسط دوربین های شکاری استعداد یاب های هالیوودی کافی بود. بعد از آن بود که سیلی از پیشنهادات و تماس های تلفنی از سوی کمپانی ها و کارگردان های مختلف به سوی اما استون سرازیر شد. آثاری از جمله Ghosts of Girlfriends ، Zombieland و The House Bunny از جمله ی این فیلم ها بودند. سال 2009 و حضور در فیلم Easy A  به منزله ی سکوی پرتاب اما استون به سوی موفقیت های بعدی او بود. بعد از حضور در Easy A بود که احساس کردم میزان انرزی که هالیوود به بازیگران مشغول به کار در خود می دهد بسیار زیاد است. در همان سال بود که احساس کردم بیش از حد درمرکز توجهات هالیوود قرار گرفته ام و به همین دلیل در اولین فرصتی که برایم مهیا شد به شرق لس آنجلس و دور از هالیوود رفتم و آپارتمانی در پایین شهر، جایی که آرامش بیشتری درانتظارم بود خریدم.

 

 

 

بعد از انجام فیلم Easy A دوباره سیلی از تنش های روحی گریبان گیر اما استون شد. او احساس می کرد که باری دیگر به دوران هفت سالگی و تنش های روحی آن دوران خود بازگشته است. دیگر همگان وی را می شناختند و برای کسی ناشناس نبود و همین مسئله وی را به وحشت می انداخت. در طی این سال ها او توانسته با استرس ها و مشکلات روحی خود کنار بیاید و همان گونه که در کودکی به آنها غلبه کرد، به نظر می رسد که دیگر توانسته احساسات خود را به کنترل در آورد اما پتانسیل بالای این شخص برای عصبی شدن و افسردگی شدید همیشه در کمین او بوده است.

سال 2014 بود که مشغول بازی در Birdman بودم. به طرز عجیبی بار دیگر دچار اختلالات احساسی و روحی شدم و حس می کنم کمی دیوانه شده بودم. ترس از ارتفاع از کودکی با من همراه است. در فیلم اگر یادتان باشد روی لبه یک ساختمان بلند نشسته بودم. حضور در آن لحظه برای من بسیار استرس زا و پرتنش بود. در هفت سالگی از یک ارتفاع افتاده بودم و هردو دستم از کتف شکسته بودند. پروژه ی بعدی وی ایفای نقش در فیلمی به اسم The Favourite و شخصیت Yorgos Lanthimos می باشد. اما استون سکانس های اسب سواری بسیاری را باید دراین فیلم تجربه نماید و از ترس مجددی که به سراغش می آید صحبت می کند چرا که در کودکی یک بار به شدت از روی یک اسب به زمین افتاد و از آن زمان تاکنون دوباره اسب سواری را امتحان نکرده است.

قبل از هر مصاحبه ای نیاز دارم که پنج دقیقه با خودم خلوت کنم و نقس عمیق بکشم چون مطمئنم که احساساتی می شوم. مصاحبه کردن برای من به مانند حضور پیش یک روان پزشک است اما تفاوت آن در اینجاست که هرچه بگویم نوشته و چاپ می شوند.من دوست ندارم بخاطر میلیون ها نفر خودم را هرلحظه تغییر دهم.

دیمین شازل کارگردان لالالند میگوید که دوست داشتم کسی را پیدا کنم که بتواند با توانایی های خود آن ابعادی که فیلمم به آن ها نیاز داشت را برجسته نماید. به دنبال یک نسخه ی امروزی از کارول لمبارد یا کترین هپبورن بودم. در طی مراسم عیدشکر گذاری سال 2014 بودیم که اما استون را ملاقات کردم و درهمان جا با او درمورد پروژه ی بعدی خود صحبت کردم. اما استون آن ملاقات شام با دیمین شازل را به یاد دارد. من آن روز خیلی مریض بودم. در آن روزها مشغول کار در پروزه ی Cabaret بودم و فکر حضور در یک اثر موزیکال دیگر برایم قابل تحمل نبود. هرگز مطمئن نبودم که بخواهم بار دیگر  شعر بخوانم یا رقصی انجام دهم. انتخاب رایان گاسلینگ به عنوان نقش رو به روی اما استون باعث می شد تا او اطمینان خاطر بیشتری برای ایفای نقش خود داشته باشد چرا که این دو نفر در آثار Crazt,Stupid,Love محصول 2011   و فیلم Gangster Squad سال 2013 درکنار یکدیگر بازی کرده بودند و به راحتی می توانستند از پس نقش خود برآیند.

بعد از سه ماه تمرین، فیلم برداری چهل روزه ی لالالند در آگوست 2015 شروع شد. یک سال بعد از آن یعنی در آگوست 2016 میلادی، اما استون به همراه گاسلینگ و دیمین شازل در جشنواره ی فیلم ونیز حضور یافتند و درمورد فیلم جدید خود به سوالات پاسخ دادند. اما استون در آن جشنواره جایزه ی بهترین بازیگر زن را تصاحب کرد. از آن روز تاکنون لالالند توانسته در جشنواره های مختلفی حضور داشته باشد و جوایز متعددی را به نام خود به ثبت برساند.  باید منتظر ماند و دید که این شخصیت دوست داشتنی این روز های هالیوود که بسیار هم احساساتی است می تواند جایزه ی اسکار بهترین بازیگری سال جاری را از آن خود نماید یا خیر.

 

 

30 بهمن 1395 14:15

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.